چارچوب Extreme Programming، مدیریت از مسیری سخت اما کارآمد! (قسمت 2)

در مقاله پیشین کمی در مورد extreme programming صحبت کردیم در این مقاله و مقاله بعد برخی از المان‌هایی که برای پیاده‌سازی این روش در محیط کار لازم هستند را مورد بررسی قرار میدهیم

 

کنار هم بنشینید

از آنجا که ارتباطات یکی از پنج ارزش XP است و اکثر افراد اتفاق نظر دارند که مکالمه رو در رو بهترین روش ارتباطی است ، تیم خود را بدون هیچ مانعی برای برقراری ارتباط، مانند دیوارهای اتاقک کنار هم بنشانید.

 

 

کل تیم را در نظر بگیرید

گروه متفاوتی از افراد با نقش های لازم برای یک محصول ، یک تیم واحد تشکیل می دهند. این بدان معنی است که افرادی که نیازمندی خاصی دارند و همچنین همه افرادی که در تأمین آن نیازها نقش دارند همه و همه به عنوان یک تیم

باید به طور روزانه با هم کار کنند تا نتیجه‌ای حاصل شود.

 

فضای کاری آموزنده ایجاد کنید

فضای تیم خود را برای سهولت برقراری ارتباط رو در رو تنظیم کنید ، به افراد اجازه دهید در صورت نیاز از برخی از حریم های شخصی خود برخوردار شوند و کارهای تیم را برای یکدیگر و علاقه‌مندان خارج از تیم شفاف کنند. از مجراهای اطلاعاتی مختلف  برای برقراری ارتباط فعالانه اطلاعات به روز استفاده کنید.

 

با انرژی گام بردارید

هنگامی که متمرکز باشید و از حواس‌پرتی پرهیز کنید ، در تولید نرم افزار و دانش مربوطه عملکرد موثرتری دارید.
کار با انرژی به معنای برداشتن گام هایی برای اطمینان از توانایی جسمی و روحی شما برای رسیدن به یک حالت متمرکز است. این بدان معنی است که  نباید بیش از حد خودتان کار کنید (یا اجازه دهید دیگران بیش از شما را به کارگیرند). همچنین به معنای سالم ماندن است ، علاوه بر خودتان، برای حفظ سلامتی هم تیمی های خود نیز احترام قائل شوید.

 

برنامه نویسی جفت را تمرین کنید

Pair Programming به معنای این است که کلیه نرم افزارهای تولیدی توسط دو نفر که پشت یک سیستم نشسته اند ساخته می‌شود. ایده پشت این عمل این است که دو مغز و چهار چشم بهتر از یک مغز و دو چشم هستند. شما به طور موثر کد را بازبینی می‌کنید و سریعتر برای مشکلات آزار دهنده که ممکن است یک نفر را در مسیر خود متوقف کند راه حل پیدا می‌کنید.

تیم هایی که از برنامه نویسی جفت استفاده کرده اند دریافته اند که این کار باعث بهبود کیفیت می شود و در واقع کارها دو برابر بیشتر طول نمی کشد زیرا آنها قادر هستند سریعتر مشکلات را برطرف کنند و بیشتر روی کار مورد نظر تمرکز نمایند، در نتیجه کد کمتر و بهینه‌تری برای انجام همان کار ایجاد می‌کنند.

داستان‌های کاربری را بنویسید

محصول را به گونه‌ای که از نظر مشتری و کاربر معنی‌دار باشد توصیف کنید. داستان‌ها، توصیف‌های کوتاه و قابل فهمی هستند که کاربرها از کاربری اپ، مدنظر دارند. از این داستان‌ّا می‌توان برای برنامه‌ریزی و یادآوری در زمان مکالمات با جزئیات بیشتر استفاده کرد.

 

چرخه هفتگی داشته باشید

چرخه هفتگی مترادف با تکرار است. در مورد XP ، تیم در اولین روز هفته ملاقات می‌کند تا در مورد پیشرفت تا به امروز تأمل کند، مشتری داستان‌هایی را که دوست دارد در آن هفته ارائه شود انتخاب می‌کند و تیم نحوه برخورد آنها با این داستان ها را تعیین می‌کند. هدف در پایان هفته داشتن ویژگی های آزمایش شده ای است که داستان های انتخاب شده را تحقق می بخشد.

هدف ازاین چرخه، تعیین زمانی مشخص برای نمایش بازخورد به مشتری است.

 

چرخه سه ماهه

چرخه سه ماهه مترادف با یک نسخه است. هدف این است که کار دقیق هر چرخه هفتگی را در کل پروژه حفظ کنید. مشتری برنامه کلی تیم را از نظر ویژگی های مورد نظر در یک سه ماهه مشخص ارائه می دهد ، که دیدی کلی را به تیم ارائه می دهد و همچنین به مشتری کمک می کند تا چیزی برای ارائه به سرمایه‌گذاران و دیگر ذینفعان که باید دیدی نسبت به پروژه پیدا کنند، داشته باشند.

 

به یاد داشته باشید هنگام برنامه ریزی یک چرخه سه ماهه ، اطلاعات مربوط به هر داستان خاص در سطح نسبتاً بالایی قرار دارد ، ترتیب تحویل داستان در یک چرخه سه ماهه می تواند تغییر کند و به طور کلی، داستان های موجود در چرخه سه ماهه ممکن است تغییر کنند. اگر پس از هر چرخه هفتگی قادر به مرور مداوم به صورت هفتگی هستید ، می توانید به محض آشکار شدن این تغییرات، همه را مطلع کنید.

درباره‌ی گلسا ماهیان

حتما ببینید

مدیریت به سبک استیو جابز، موفقیت سازمانی به سبک اپل

شاید اگر ده سال پیش نام ” استیو جابز” را جایی می‌­شنیدیم یا در موردش …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *